السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )

46

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

به سوى او بازگشت مىكنم ، پس اگر اعراض نمايند « 1 » پس بگو تو كه بسنده است مرا خداى . نيست معبودى مگر خداى ، بر او اعتماد كرده‌ام و اوست پروردگار عرش بزرگ ، گواهى داده است خداى « 2 » بر اينكه نيست معبودى مگر خداى و گواهى داده‌اند فرشتگان « 3 » و صاحبان علم در حالى كه پاى دارنده است عدل را . « 4 » نيست خدائى مگر او كه غلبه‌كننده و داناست . بدرستى كه دين نزد خداى اسلام است و من بر اين از جمله گواهانم . حصن خود قرار دادم خداى را « 5 » كه بزرگ است و چنگ در زدم [ و طلب چنگ در زدن نمودم ] به زنده‌اى كه نمىميرد و انداختم هر دشمنى را كه باشد از براى ما به كلمه‌اى نيست حركتى « 6 » و نه قوتى مگر به خدا كه بلند مرتبه و بزرگ است و رحمت خدا باد بر سيّد ما كه محمّد است و بر آل او كه پاك و پاكيزه‌اند . ب : حرز ديگرى از براى مولاى ما امام صادق عليه السلام به روايتى ديگر : ابتدا مىكنم به نام خداى بخشندهء مهربان اى خلق‌كنندهء خلق كرده‌شده‌ها و اى پراكنده‌كنندهء روزى و اى شكافندهء دانه و اى خلق‌كنندهء بندگان و زنده‌كنندهء مرده و ميرانندهء زنده‌ها و هميشه ثابت و بيرون آورندهء روئيده شده . بكن با من چيزى را كه تو اهل آنى و به عمل مياور با من چيزى را كه من اهل آنم و تو اهل نگاهدارى و اهل آمرزشى .

--> ( 1 ) اين آيه در سورهء توبه و خطاب به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است يعنى اگر كفّار و مشركين اعراض كنند و از تو روى بگردانند و ايمان به تو نياورند و تصديق گفتهء تو نكنند پس بگو تو . و اللَّه يعلم ( 2 ) گواهى دادن خداى تعالى عبارت است از نصب كردن دلايلى كه دلالت كند بر يگانگى او و فرستادن آياتى كه ناطق است به توحيد و بعضى گويند كه شهد به معنى علم است يعنى مىداند خدا كه نيست خدائى مگر او . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى فرشتگان و صاحبان علم نيز گواهى داده‌اند يعنى اقرار نموده‌اند و تصديق كرده‌اند . و اللَّه يعلم ( 4 ) بالقسط يعنى قسمتها و حكمها كه كرده از روى عدل است و جورى و ظلمى در آن نشده . و اللَّه يعلم ( 5 ) حصن سور شهر و مكان مرتفع را گويند كه از جهت ارتفاع آن كسى را قدرت بر آن نباشد . و اللَّه يعلم ( 6 ) ابن بابويه در كتاب توحيد از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام نقل نموده كه معنى لا حول و لا قوّة الا بالله آن است كه نيست ما را انتقالى و گشتنى از عصيان نمودن و گناه كردن و همچنين نيست ما را قوّتى و توانائىاى بر اطاعت نمودن و عبادت كردن مگر به يارى و توفيق خداى تعالى و محتمل است كه حول به معنى حركت باشد . يعنى حركتى نيست از نشستن و برخاستن و غير آنها و قوّتى نيست مگر به خدا يا آن كه حول به معنى قدرت باشد و معنى اوّل بهتر است . و اللَّه يعلم